تبلیغات                                                                                 advertising

تبلیغات به معنای آگهی، ابلاغ، دعوت، اشاعه، پروپاگاند، ترویج و رساندن است که در زبان پارسی با رساندن پیام، آگهی، آوازه گری، پیام رسانی، گسترش، نمایاندن آگهی هم معناست.

تبلیغات. [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تبلیغ. رجوع به تبلیغ شود.

اداره تبلیغات ؛ نام اداره­ای است که مقاصد و نظریات دولت و اخبار داخل و خارج را چنانکه بصلاح باشد بوسیله رادیو و نشریات مخصوص بخود انتشار میدهد و از جهت سازمانی، بوسیله یکی از مدیران کل اداره می­شود و دستگاه­های تبلیغاتی کشور اعم از رادیوها و انتشارات دولتی زیر نظر این اداره است.

  • فرهنگ معین:
  • هر گونه فعالیتی که در جهت هواداری یا مخالفت کسی یا چیزی باشد.
  • اداره­ای که وظیفة آن پخش اخبار و پیام ها و مطالب دیگر به وسیله­ی مطبوعات، رادیو، تلویزیون و غیره میان مردم است .

تبلیغات‌ به عنوان‌ روش‌های‌ به هم‌ پیوسته‌، برای‌ بسیج‌ و جهت‌ دادن‌ نیروهای‌ اجتماعی‌ و فردی‌ از طریق‌ نفوذ در شخصیت، افكار و عقاید واحساسات‌ آنها جهت‌ رسیدن‌ به‌ یك‌ هدف‌ مشخص‌ است كه‌ این‌ می­تواند سیاسی، نظامی، فرهنگی‌ و … مشروع‌ و یا نامشروع‌ باشد.

برخی‌ ازتحلیل‌ گران‌ تبلیغ‌ را فرآیندی آموزشی می‌دانند. اگر چه‌ ماهیت‌ تبلیغ‌ با آموزش‌ متفاوت است. ولی‌ بسیاری‌ بر این‌ عقیده‌اند كه‌ تبلیغات‌ و آموزش‌ با یکدیگر تعامل‌ معناداری دارند.

بنابراین تبلیغ‌ دربهترین‌ و اصولی‌ترین‌ شكل‌ آن‌ یك‌ فعالیت‌ آموزشی‌ است‌ كه‌ به‌ منظور نشر دانش‌ و آگاهی‌های‌ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی‌ و نشر ارزش‌ها و سجایای‌ اخلاقی‌ صورت‌ می‌گیرد.

در ‌تبلیغات با فرآیندی روشمند ‌اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتریان‌ و ترغیب‌ و متقاعد كردن ‌مؤ‌ثر مصرف‌­كنندگان‌ به‌ خرید كالاها و خدمات ارائه می­شود.

خلاقیت                                                                                                                                           Creativity

 

  • خلاقیت به توانایی تفکر و عمل به روشی نو و بدیع گفته می­شود. (موسسه MHA کانادا)
  • خلاقیت، استفاده از تجسم یا ایده های ناب برای آفرینش هر چیزی است. (Oxford Dictionaries.com)
  • خلاقیت، فعالیت ذهنی اجرا شده در مواقعی که پاسخ یا راه حل پیشین، وجود ندارد.

(Encyclopedia of Creativity، vol. 2، “Teaching Creativity)

  • روند از توسعه ایده های نو، غیرمعمول، یا بی همتا است. خلاقیت تولید ایده­های مفید و ناب است.

(Iowa State University، Center for Excellence in Learning and Teaching)

  • خلاقیت، به عنوان تمایل برای ایجاد یا تشخیص ایده­ها، جایگزین­ها یا احتمالاتی که ممکن است در حل مسایل، ارتباطات یا سرگرم کردن خودمان و دیگران مفید باشند؛ تعریف می­گردد.

(Human Motivation، ۳rd ed.، by Robert E. Franken، page 396)

  • خلاقیت، به هرگونه کنش، ایده یا محصولی که حوزه­ی موجود را تغییر دهد یا به یک قلمرو جدید تبدیل کند؛ گفته می­شود. چیزی که به حساب می آید اینست که آیا چیز جدیدی که شخص تولید می­کند برای گنجاندن در آن حوزه پذیرفته می­گردد.

(Creativity-Flow and the Psychology of Discovery and Invention،  Mihaly Csikszentmihalyi، page 28)

  • خلاقیت، روند ذهنی یا اجتماعی مورد استفاده برای تولید ایده، مفاهیم و اشتراکاتی است که منجر به کاربرد ایده­های نو است. (com-Ryan May)
  • خلاقیت، توانایی تولید ایده­های نو و ارتباطات نوین بین ایده­ها و روش­های حل مسئله در هر زمینه یا قلمرویی از زندگی ماست.

(Positivity، Barbara L. Fredrickson، The 6 Myths of Creativity، Fast Company، Psychology Today)

  • خلاقیت، روند بوجود آوردن چیزی جدید است. (com)

دفاع، طرفداری، هواداری، حمایت، وکالت                                                                            Advocacy

 

درمتون مختلف بازاریابی این کلمه به همراه توضیح وفاداری برای مشتری بیان می­شود. به طور کلی نهایت رضایت مشتری را منجر به وفاداری عمیق می­دانند. تا حدی که از برند مطلوب حمایت کرده آ­ن­ را تبلیغ می­کند و در مقابل رقبا به جانبداری از آن می­پردازد.

در زبان انگلیسی تعاریف مختلفی برای این واژه ارائه شده است:

(حمایت عمومی قوی برای چیزی)                                    strong public support for something

public support for or recommendation of a particular cause or policy
)their advocacy of traditional family values(

حمایت عمومی و یا پیشنهاد یک علت و یا سیاست خاص. (حمایت خود را از ارزش های سنتی خانواده)

***

حمایت یک فرآیند سیاسی توسط یک فرد یا گروه که هدفش نفوذ به تصمیم گیری در سیستم ها و نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.

***
در فرهنگ لغات: به معنای دفاع کردن و حمایت از فرد،موضوع یا جنبش خاص آمده است .
و به معنای کسب حمایت عمومی برای یک ایده ؛ عمل یا باور  معنا شده

advocacy advertising تبلیغاتی است که دربرابر موضوعی گرفته و یا از دیدگاه خاصی طرفداری می کند.

***

جناب آقای سید محمد اعظمی‌نژاد (عضو هيات‌رئيسه کميته تخصصي توسعه­ انجمن مديريت منابع انساني ايران)       در مقاله ­ای با عنوان هرم نام تجاری ابزار افزایش وفاداری مشتری (روزنامه دنیای اقتصاد مهر ماه )۱۳۹۳ با بیان سطوح مختلف هرم نام تجاری سطح نهایی و کامل­ترین سطح وفاداری را به نام چسبندگی نام نهاده و عقیده دارند:

(در اين سطح مشتری پيوندی عميق با نام تجاری شما ايجاد کرده است و در مولفه‌های قيمت، عملکرد و مزيت به جمع‌بندی رسيده است و از آن رضايت کامل دارد. علاوه براين، ميزان وابستگی عاطفی مشتری با نام تجاری شما در اين سطح، به بالاترين ميزان خود می‌رسد و حتی مشتريان شما ديگران را برای استفاده از نام تجاری شما ترغيب می‌کنند.)

***
ریچارد اولیون در (کتاب اسکار ، ۱۹۹۵،ص۱۳۷) می­گوید: رضایت و وفاداری با هم رابطه­ای نامتقارن دارند. وفاداری مشتری فراتر از رضایت و حتی رجحان پایدار است، آنان در مواجهه با پیشنهادات فریبنده رقبا همچون مدافعینی مصمم هستند.

***
به گفته بارروسو کاسترو و مارتین آرماریو (۱۹۹۹): مشتریان وفادار نه تنها ارزش تجارت را بالا می برند بلکه به تجارت امکان می­دهند تا بتواند هزینه­های خود را نسبت به جذب مشتریان جدید پایین نگاه دارد.